تبليغاتX
YAŞASIN AZERBAYCAN
 
azerbaycan xeberleri
 

یکشنبه ۰۹/۰۲/۱۳۸۶ فیلم جنجالی ۳۰۰ در دانشگاه سراسری تبریز با تبلیغات نه چندان در خور به نمایش درآمد و همان طور که پیش بینی می شد با استقبال دانشجویان هویت طلب تورک مواجه شد. لازم به ذکر است که اين ابراز احساسات در مقابل حملات بسیجی ها و آنتی تورک ها به جنجال کشیده شد.

جنجال از آنجا شروع شد که همزمان با نمایش چهره خشایار شاه که نماد امروزی سلطان های شووینیست می باشد، عده زیادی از دانشجویان تورک شروع به سر دادن شعار "مرگ بر شووینیسم" کردند. از طرف دیگر بر روی کاغذ های پخش شده نقد فیلم عبارت "ضد ایرانی" به "ضد فارس" تبدیل شده بود.

با اتمام فیلم و شروع نقد و تحلیل آن عده ای از آنتی تورک ها با پیش آمدن مسایل فوق سعی داشتند جلسه را به هم زنند اما جمله دکتر حاجی بلند مانع از آن شد. وي گفت: "این فیلم یک حقیقت و نقد وارد بر حکومت های استبدادی و فاسد هخامنشییان است".

در ادامه نیز با اشاره به جنایات کوروشییان با استفاده از کتیبه های بر جای مانده در بیستون باعث آگاهی هر چه بیشتر دانشجویان شدند.

سخنان یکی از دانشجویان در مورد استفاده کلمه Persian به جای Iranian با تایید حاجی بلند و اضافه کردن این مورد که کلمه ایران عبارتی کاملا جدید و فاقد هویت می باشد با تشویق دانشجویان همراه شد.

در پایان بحث اسکناس های ۵۰۰۰ تومانی با عنوان این سخن از یکی از اساتید حاضر در سالن گروه معارف که بيان نمود: "این حدیث ۱۰۰٪ جعلیست"٫ آخرین تیر بر پیکر نیمه جان تفکر آنتی تورک و بسیجی حاضر در سالن شلیک شد.

حاکمان بدانند بیداری عمومي ملت تورک را فرا گرفته و دشمنان با این حربه های بچگانه فقط بر دامنه آن می افزایند.

آذربايجان اويرنجي حركاتي- تبريز
  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:44  توسط avqan  | 

با تروریستها و فاشیستهای پژاک  و

پ.ک.ک. همراه نشوید!

آنهایی که شهرهای آذربایجانی ماکو

و اورمیه را کردستان می نامند،

سنندج را هم از دست خواهند داد!

 

سایت اخبار روز، دانسته یا ندانسته، در مورخه سوم ماه مه سال 2007، در خبری تایید نشده که از جانب گروهی موسوم  به" گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان (PRMMK)" نقل کرده، متاسفانه شهرهای اورمیه و ماکو را همانند اعضای این گروه فاشیستی، جزء شهرهای کردستان نامیده است.

                                                                     http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=9394

اقدام گروه یاد شده همگام با سیاستهای تفرقه افکن جمهوری اسلامی ایران در میان صفوف ملل و اقوام ایران است. فاشیستهایی که سعی می کنند تا با مظلوم نمایی های کودکانه، شهرهای آذربایجان را جزء کردستان محسوب کنند همانهایی هستند که بارها در منطقه آذربایجان به  ترورهای بسیار خونینی مبادرت کرده و تورک و کرد را در خون خود غلتان کرده اند. تاریخ معاصر بخوبی گواه این حقیقت است که تا قبل از روی کار آمدن حکومت کودتایی رضا خان و اعمال تقسیمات جدید کشوری، تمامی مناطقی که امروزه در نقشه ایران کردستان نامیده می شود بخشی از مملکت آذربایجان بود. در حال حاضر حضور بیش از یک و نیم میلیون تورک بومی در شهرهای دو استان کرمانشاهان و کردستان بخوبی مبین و موید این حقیقت مسلم است.  

وحشیگری فاشیستهای عضو پ ک ک و پژاک به حدی شدید و نفرت انگیز است که دولتهای متمدن جهان این دو گروه و ضمایم منفور آنها را تروریست و ضد بشر اعلام کرده اند.

فاشیستهای متجاوزی که با پشتگرمی به داشناکهای ارمنی، شوونیستهای فارس و جنایتکاران پیشمرگه مسعود بارزانی در شمال عراق، در رویای تصاحب اراضی آذربایجان جنوبی و تورکمن ائلی هستند بدانند که در برابر اراده ملت آذربایجان محو خواهند شد. بی تردید هر دست طمعی که به سمت تمامیت ارضی آذربایجان و تورکمن ائلی دراز شود قطع خواهد شد و هر چشم آزمندی که  به خاک تورکان آذربایجان و تورکمن ائلی دوخته شود کور خواهد گردید.

آنهایی که مدعی شهرهای تورک نشین پیشانی آذربایجان و نیز شهرهای تورکمن نشین شمال عراق چون کرکوک و موصل و تلعفر هستند بدانند که این توسعه طلبی با مشت پولادین میلیونها تورک بومی مناطقی که امروزه به غلط کردستان نامیده می شود روبرو خواهد شد و به این ترتیب فاشیستها، حتی شهرهای سنندج  و اربیل و سلیمانیه را هم از دست خواهند داد!!!

نه تنها ملت تورک، بلکه ملت کرد نیز از این فاشیستها بیزارند. گواه این ادعا، هزاران کردی هستند که در مبارزه با این فاشیستهای ضد تمدن، به شهادت رسیده اند.

ملت آذربایجان در اول خرداد ماه اینده، در سالروز سلسله قیامهای ضد آپارتاید سال گذشته، به این فاشیستهای متجاوز ثابت خواهند کرد که چگونه سنگ خارا، کلوخ را خرد خواهد کرد.

جهت اعتراض به سایت اخبار روز به این آدرس مراجعه فرمایید:                                   

                          info@akhbar-rooz.com

 جمعی از فعالین حرکت ملی آذربایجان- سویوق بولاق (مهاباد)

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:39  توسط avqan  | 

بی­شک نهضتی که به نام حرکت ملی آذربایجان شناخته می­شود، مرهون دانشجویانی است که بی ادعا پا در وادی آرمان­های خود گذاشتند و بدون توجه به تقسیم قدرتی که در جاهای دیگر انجام می­گرفت از منافع و سعادت ملی آذربایجان صحبت نمودند. گفتگویی که گاه به فریاد تبدیل می­شد و نتیجه­اش ذوب شدن تدریجی یخ­های ۷۰ ساله سکوت و بایکوت بود. نتیجه­ای که بیش از ۱۵ سال طول کشید تا ندای “هارای هارای من تورکم” از خیابانهای تبریز، ارومیه، زنجان و اردبیل و به طبع آن شهرهای دیگر طنین انداز شود.

دانشجویان به فراخور حال و هوای دوران دانشجویی خود جوش و بی رهبر کار می کنند آنها ضمن مبارزه با عرف گرایی و مصلحت پرستی با وارد نمودن اندکی تخیل به حوزه سیاست تمامی معادلات سیاسیون را بر هم می ریزیند.

سال گذشته تحولی عظیم در حرکت ملی آذربایجان رخ داد این تحول می تواند آغاز یک نهضتی با شکوه و تجربه نگر باشد و می تواند باعث سرمستی و غافل شدن گردد. بی شک عده ای در تلاشند تا دومی بر اولی چیره گردد.

همه اذعان دارند که مطلع چنین تحول باشکوهی دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای کشور هستند و به تبع آن نیز تاوان سنگینی را پس می دهند. تعطیلی تشکل­های دانشجویی “جمعیت اسلامی دانشجویان ترک دانشگاههای تهران، آرمان دانشگاه آزاد تبریز، انجمن اسلامی دانشگاه اردبیل و توقیف نشریاتی چند و زندانی شدن عده ای از دانشجویان فعال در این حوزه” نمونه ای از این تاوان­هاست.

آنچه که در این جا قصد بیان آن را دارم بی شک به مزاق خیلی از دوستان و فعالان خوش نخواهد آمد ولی در آستانه دومین سال نامگذاری روز دانشجوی آذربایجان و با احترام به صداقت و پاکی دل آنها مجبور به بازگویی آن هستیم.

قلب اذربایجان در دانشگاهها می زند. نشریات دانشجویان آذربایجانی و جلسات هم اندیشی با استفاده از فضای نسبتاً آزاد دانشگاهها باعث شده است تا جبهه قوی در دانشگاهها به نفع آذربایجانیها و حرکت ملی آذربایجان باز شود اما آنچه که به جد این فضای رو به رشد را تهدید می کند قصد استفاده یا ارایه رهنمود به دانشجویان از سوی عده یا گروهی از خارج دانشگاههاست.

هرچند اشتباهات تاکتیکی گروهی از تشکلهای دانشجویی نیز در این میان بوده است. همانند استفاده تشکل آرمان از دکتر اعلمی که به نظر نگارنده دقیقاً به زیان تشکل مزبور تمام شد. هستند تشکلهایی نیز که در گذشته پایگاهی نسبتاً قوی در میان دانشجویان داشتند اما به طبع ساختار محفلی­شان و نیز عدم پویایی و فارغ التحصیلی مدیران ارشدشان از نفوذشان در دانشگاهها کاسته شده است ولی متاسفانه همچنان به نام دانشجویان آذربایجانی فعالیت و ارایه رهنمود می نمایند. جا دارد در آستانه سالروز دانشجوی اذربایجانی ، دانشجویان فعال آذربایجانی ضمن تاکید مجدد بر استقلال خود که قویاً در چندین سال گذشته شاهد آن بودیم از تحمیل هرگونه هزینه اضافی بر دوش دانشجویان آذربایجانی جلوگیری نمایند.

اضافه می کنم که در این بین باید که از افراط و تفریط خودداری نمود و تجربیات فعالین سابق را ارج نهاد. هر چند در این میان نیز فعالین خارج از دانشگاه نیز باید که در فکر تاسیس نهادهای مدنی باشند تا بتوانند با فراغ بال بیشتری نسبت به اعاده حقوق حقه ملت اذربایجان اقدام نمایند.

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۶ را با یاد دانشجویان دربند آذربایجانی خصوصاً رضا عباسی گرامی می­داریم.

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:36  توسط avqan  | 
تراکتور سازی تبریز شیرین فراز کرمانشاه پنجشنبه 13 ارذیبهشت بازی رفت در تبریز پنجشنبه 20 ارذیبهشت بازی برگشت در کرمانشاه ا از اول راه اندازی جام آزادگان تیم تراکتورسازی تبریز به همراه دو تیم دیگر آذربایجانی (شهرداری و ماشین سازی تبریز) در این لیگ بازی می کرد که یک بار ماشین سازی توانست با مربیگری ناصر حجازی به قهرمانی این جام دست یابد و تراکتورسازی نیز در یکی از فصلها به مقام سوم لیگ دست یافته بود. خیلی ها ادعا می کنند که حکومت عمداً و با به کار بردن ترفندهای منحصر به خود توانست این سه تیم را از لیگ دسته یک که بعدها به لیگ برتر تغییر نام داد به دسته پایین بکشاند. اما انصاف این است که حکومت عمدی در این کار نداشت بلکه بالعکس میل زیادی داشت تا سر مردم آذربایجان را به فوتبال و ورزشهای مشابه گرم کند تا فرصت و رغبتی برای شنیدن و پاسخ دادن به فریاد "یاشاسین آذربایجان" جوانان باکو و روشنفکران این سوی آراز نداشته باشند چرا که در آن زمان حس ملی چندانی در بین تماشاگران چند هزار نفری این سه تیم دیده نمی شد. تیم ملی ارنستان با تراکتور سازی و ماسین سازی بازی دوستانه برگزار می کرد اما هیچ شعاری بر علیه این اشغالگران شنیده نمی شد. حکومت چه مشکلی با این تماشاگران می توانست داشته باشد . لذا برایش مهم نبود که تراکتور سازی یا چند تیم آذربایجانی در لیگ یک بمانند یا بروند بلکه بالعکس یک بار به تیم تراکتورسازی فرصت باد آورده ای را هم دادند . تیم تراکتورسازی که قرار بود به دسته دو سقوط کند با ارتقاء لیگ دسته یک(لیگ برتر کنونی) از 14 تیم به 16 تیم فرصت دیگری از طرف فدراسیون به تراکتورسازی داده شد تا تنها نماینده آذربایجان مثل دو نماینده دیگر ( ماشین سازی و شهرداری) از لیگ دسته یک سقوط نکند نهایت چیزی که می شود ادعا کرد عقب ماندگی اقتصادی آذربایجان که باز هم معلول سیاستهای تبعیض آمیز حاکمیت است به عرصه ورزشی آذربایجان نیز سرایت کرده و موجب عقبگرد فوتبال این خطه شد. اما امروز دیگر وضع تغییر یافته است. موج بیداری ملی مردم به ویژه جوانان آذربایجانی به استادیومها کشیده شده است. ماجرایی که سال گذشته بر سر تراکتورسازی آمد نشان داد که حکومت از بیم تماشاگران آذربایجانی دلش نمی خواهد این تیم به لیگ برتر صعود کند. تیم ماتم زده تراکتورسازی که یکی از یاران خود به نام رضا حسن زاده را از دست داده بود شهر به شهر دنبال همای تهران راه افتاد تا یک بازی در یک شهر بی طرف برگزار کرده و یکی از آنها به مرحله پلی آف صعود کند. به نظر می رسد سال گذشته شانس تراکتورسازی بیشتر از امسال بود. اما وزارت اطلاعات با اعمال فشار بر فدراسیون فوتبال میزبانی زنجان را به بهانه مضحک آماده نبودن ورزشگاه لغو و بازی را به کرج و سپس به تهران و در نهایت به اصفهان کشاند. این کار موجب تضعیف روحیه تراکتورسازی و تقویت روحیه حریف شد چرا که از فشار تماشاگران زنجانی رهایی یافته بود . در نهایت میزبانی اصفهان یمن خوبی برای تراکتور نداشته و موجب حذف او گردید. امسال طبق برنامه 13 اردیبهشت یعنی پنجشنبه آینده دیدار رفت مرحله پلی آف در تبریز برگزار می شود. اما حریف تراکتور علی رغم ناشناخته بودن تیم قدری به نظر می رسد اگر تراکتور نتواند در تبریز کار این تیم کرمانشاهی را یکسره کند روز سختی را در بازی برگشت در خانه حریف پیش رو خواهد داشت. دوستان فعال آذربایجانی نباید به این مسئله به دیده صرفاً ورزشی نگاه کنند این مسئله ارتباط زیادی با حرکت ملی آذربایجان دارد همانطوری که حکومت نیز به این مسئله به دیده امنیتی نگاه می کند. لازم است فعالان ملی آذربایجانی رنج سفر تحمل کرده و در اولین بازی با پر کردن استادیوم یادگار امام هفتاد هزار نفری این تیم آذربایجانی را برای صعود به لیگ برتر یاری دهند چرا که حریف این تیم برای اولین بار با این همه تماشاگر تیم مقابل روبرو خواهد شد لذا امکان هول شدن حریف و تقویت روحیه تراکتور بیش از هر بازی قبلی می باشد. ظاهراً حکومت تهرانگرا و فارسگرا این بار می خواهد با عدم پوشش خبری و عدم اعلام زمان بازی رفت و برگشت در شبکه های تلویزیونی و رادیویی و شبکه تله تکست از انبوه تماشاگران این تیم بکاهد. این شما آذربایجانیها و این حکومت زبانپرست تهران . برنده واقعی بازی چه کسی است؟ البته که اگر ما وظایفمان را درست انجام بدهیم در هر حال برنده ایم و حکومت در هر حال بازنده است اما بهتر است در این برهه مبارزاتی، تیمی در لیگ برتر داشته باشیم البته که دوشتان می دانند چرا !!!!!!!!!!!!!. به امید پیروزی آذربایجان برای پیروزی این تیم تلاش باید کرد و با شکستن بایکوت حکومت باید مردم را به استادیم ریخت پنجشنبه 13 ارذیبهشت بازی رفت در تبریز پنجشنبه بعد بازی برگشت در کرمانشاه موفق باش
  نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 20:47  توسط avqan  | 
هوارد باسكرويل آمريكايي

روز 30 ام فروردين سالروز شهادت هوارد باسكرويل آمريكايي هست.كه در جريان نبرد 11 ماهه جنبش مشروطه خواهان تبريز در سال 1288 به شهادت رسيد .قيام مشروطه خواهي تبريز عملا با نامهاي ستارخان و باقر خان بيشتر شناخته شده ولي در عمل اين دو صرفا رهبران نظامي جنبش آزاديخواهي مردم تبريز بودند و رهبران سياسي اين حركت در تبريز و اوروپا در پشت پرده موندن و علاوه بر همه اينها اين جنبش از آنسوي مرزها هم حمايت ميشد سربازاني از آنسوي ارس , گرجستان و تركيه در بخش نظامي پا به پاي مردم تبريز جنگيدند و سلاح و مهمات تبريز رو تامين كردند و كمكهاي سياسي هم در كشورهاي فوق و فرانسه و حتي انگلستان و آلمان از اين جنبش ميشد و علاوه بر اون ديگر اتباع غير ايراني هم از جمله هوارد باسكرويل آمريكايي و يك آلبانيايي در تبريز به جمع مردم پيوستند

هوارد باسكرويل معلم مدرسه آمريكاييها در تبريز بود وي ابتدا معلم درس زبان انگليسي بود سپس درسهاي حقوق بين الملل و سياست را نيز در تبريز تدريس ميكرد با حمله قواي دولتي به تبريز كه منجر به محاصره 11 ماهه شهر شد هوارد باسكرويل كه ميديد دانش آموزان كلاسش ديگر بيشتر مايل به حضور در صف مبارزان هستند و خود هوارد باسكرويل قبل از آمدن به تبريز افسر نيروي دريايي ارتش آمريكا بود در كنار كلاس درسهاي خود به دانش آموزانش درس صف جمع نظامي و نحوه كار با سلاح و مهمات و اصول جنگ را نيز تدريس ميكرد تا اپنكه يكي از دوستان معلم و تبريزي هوارد باسكرويل (كه اسمش الان خاطرم نيست ) به شهادت رسيد و اين مسئله تاثير زيادي بر روي هوارد گذاشت به نحوي كه وي تصميم گرفت خود شخصا همراه دانش آموزانش دست به عمليات بر عليه نيروهاي دولتي بزند و گروه چريكي رو براي عملياتهاي شبيخوني بنيان نهاد كنسول آمريكا در تبريز هوارد رو فراخواند و بهش گفت كه اين جنگ مسئله داخلي ايران هست و دولت آمريكا حق دخالت در اين جنگ رو نداره هوارد شناسنامه آمريكايي خود را تحويل كنسول داد و گفت من ديگر از اين به بعد آمريكايي نيستم مردم تبريز از وي خواستند او به سر كلاس درس بازگردد و همين كه خود معلمي خوب است را بزرگترين خدمتش خواندند ولي وي قبول نكرد و هر شب با تعدادي از افرادش بر عليه استحكامات قواي عين الدوله مستبد يورش ميبرد تا بتونه حلقه محاصره شهر رو بشكنه تا اينكه در شب 30 فروردين 1288 وقتي براي حمله اي با ياران خودش در تاريكي شب در حال حركت بود باران گلوله از همه سو بر رويشان گشوده شد هوارد فرياد زد كه همگي بر روز زمين بخوابيد وقتي دانش آموزانش بر سر بالين معلمشون رسيدند ......گلوله اي بر پيشاني هوارد نشسته بود و وي جان به جان آفرين تسليم كرده بود مردم تبريز مراسم تشيع جنازه بسيار باشكوهي رو براش برگزار كردند كه در جريان اون جنگ و زير توپخانه قواي تهران بي سابقه بود هوارد در ميان انبوهي از مردم در قبرستان ارامنه تبريز به خاك سپرده شد مردم تبريز فرشي را با تصوير هوارد بافته و حاضر كردند و علاوه بر اون مقداري پول جمع كردند تا براي مادر هوارد در آمريكا ارسال بشه سر كنسول آمريكا در تبريز پول رو قبول نكرد ولي اون فرش همراه با تفنگ هوارد براي مادرش فرستاده شد
این جوان آمریکایی در ابتدای ماه آوریل سال 1885 در ایالت نبراسکای آمریکا به  دنیا آمد .   
تحصیلات خود را در دانشکده ( یزاستن ) درهمین ایالت به پایان برد و دراین زمان  ریاست  مهوربعدی آمریکا ( ویلسن ) ریاست این دانشگاه را بر عهده داشت .  در پاییز سال 1908 به عنوان دبیر دروس تاریخ عمومی ( که بعد تدریس حقوق نیز به آن افزوده شد ) به تقاضای کنسول آمریکا در تبریز و   
 نیاز مدرسه مموریال تبریز به ایران آمد و همزمان خود را در بحبوحه قیامهای مردمی  اهالی تبریز یافت .
 
کمی پیش از حمله همسر کنسول آمریکا در تبریز به سراغ هاوارد جوان رفت تا او را  از مشارکت بیشتر در امر قیامهای مشروطه خواهان بر حذر دارد اما باسکرویل با پس دادن پاسپورتش به او درپاسخ گفت :
    تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است واین  تفاوت بزرگی نیست .
 روایت میکنند که جوان امریکایی شب حمله را تا صبح از شعف و هیجان حمله نخوابید  ودر سپیده دم دوشنبه 30 فرودین 1288 / 18 آوریل 1909 نیروهایش را به خط کرد  وبا گفتن این  که :  همرزمان ، بکوشید تا بر دشمن غالب شوید ........
 اولین نفری بود که گام در میدان کارزار گذاشت .   و هم اولین نفری که در این کارزاراز نیروهای فوج نجات هدف تیردشمن قرار گرفت  خود هاوارد باسکرویل بود .   باسکرویل به هنگام مرگ هنوز بیست و سومین بهار عمر را به پایان نرسانده بود .  جسد مطهر این مسیح مشروطه ، پس از تشیع با شکوه و قدر دانی  مردم تبریز و مشروطه خواهان که غم از دست دادن او را بس عظیم میدانستند  در 
 گورستان آشوریان تبریز به خاک سپرده شد .  یک سال پس از شهادت هاوارد باسکرویل زنان تبریز به عنوان تشکر اززحمات او  چه در دوران تدریس در مدرسه مموریال و چه به هنگامه جنگ و شهادتش قالی  منقش به تصویراو بافتند تا به همراه تفنگ او که نامش بر روی آن حک شده بود و
 عکسی از فوج نجات در کنار باسکرویل به عنوان یادگار و تشکر برای مادرش  بفرستند .
  نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 20:42  توسط avqan  | 
پخش فراخوان های سالگرد اعتراضات خرداد ماه در اورمیه اورمو نیوز(۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶): در پی اعلام گرامیداشت اعتراضات خرداد ماه ملت آذربایجان و یاد شهیدان این اعترا ضات در اول خرداد ماه که در تمام شهر ها بصورت همزمان و در یک روز صورت خواهد گرفت، هزاران برگه فراخوان از سوی فعالین حرکت ملی اورمیه در محله های اورمیه پخش شده است. در این اعلامیه های که تصاویر دو شهید اعتراضات خرداد ماه اورمیه ( فرزاد اسد پور و عیوض سیاحی) بر روی آن دیده می شود، از مردم خواسته شده که همزمان با سایر شهرهای آذربایجان به مناسبت گرامی داشت اعتراضات خرداد ۸۵ و یاد شهیدان حرکت ملی آذربایجان عصر روز اول خرداد ۸۶ ساعت ۴:۳۰ در خیابان عطایی (بازار آغزی) به اعتراضات فعالین حرکت ملی بپیودنند.به نظر می رسد با نزدیک تر شدن به این روز وسعت فعالیت از سوی فعالین حرکت ملی گسترده تر شود. هشدار مقامات اطلاتی و امنیتی به نماینده روزنامه آفتاب یزد در اورمیه اورمو نیوز(۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶): بر اساس اخبار موثق، در پی چاپ مطلبی توهین آلود (خانه اول چگونه ساخته شد) در روزنامه آفتاب یزد که در سالگرد خرداد ماه (اعتراضات ملت آذربایجان به توهین روزنامه ایران) صورت گرفته هزاران نسخه از این مطلب تکثیر و به همراه اعلامیه های گوناگونی از طرف حرکت ملی آذربایجان در سطح شهر های آذربایجان پخش شده است. در این اعلامیه ها که در شهر اورمیه نیز بصورت گسترده پخش شده است از مردم شهر ها خواسته شده در سالگرد اعتراضات خرداد ماه خود را برای اعتراض به روزنامه آفتاب یزد نیز آماده نمایند. پخش این اعلامیه ها مقامات اطلاعاتی و امنیتی را دچار هراس کرده است، چنانکه در شهر اورمیه، مقامات انتظامی با احضار داریوش زینالپور( نماینده روزنامه آفتاب یزد) به اداره نیروی انتظامی از وی خواسته اند که مواظب دکه روزنامه فروشی خود باشد و هرگونه مسئله مشکوک را بسرعت خبر دهد. با نزدیکی خرداد ماه سالروز اعتراضات ملت آذربایجان نظارت های امنیتی بر مطبوعات استانی حالت چشمگیری به خود گرفته و به تمام مطبوعات استانی هشدار داده شده که از چاپ مطالب در مورد جریانات خرداد ماه سال گذشته خوداری کنند. همچنین هفته گذشته (دوشنبه سوم اردیبهشت) تمام نسخه های هفته نامه صدای اورمیه بعلت چاپ مطلبی از حجت السلام حسنی ( در این مطلب حسنی بصورت آشکار قریشی نماینده خبرگان رهبری از شهر اورمیه را طاغوتی و نماینده پهلوی خطاب کرده بود) توسط نیروی انتظامی از روی دکه های روزنامه فروشی جمع آوری شد.
  نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 20:26  توسط avqan  | 
İran Azərbaycanında yeni siyasi hökmlər

28/04/2007
Bir il həbs cəzası alan fəal Əlirza Qomi türklüyünə güvəndiyini deyir - yükləmək üçün 


Azərbaycanlı siyasi məhbusları müdafiə Komitəsi ASMEK İran Azərbaycanında daha bir neçə siyasi hökmün kəsildiyi barədə məlumat verir. Son məlumatı ASMEK-in sözçşüsü Əlirza Quluncudan almışıq.

Quluncunun sözlərinə görə, bu günlərdə Urmiyəli fəal Əlirza Qomiyə bir il həbs cəzası kəsilib. O, Ana dili günü ilə bağlı nümayişlərdə telefonu ilə video çəkiliş apardığına görə həbs edilib.

Amerikanın səsi apellyasiya hökmünü gözləmək üçün 20 gün vaxt verilən Əlirza Qomi ilə əlaqə saxlamağa nail olub. Əlirza Qomi ona verilən hökmün haqsız olduğunu bildirir. Cənab Qominin İran rejiminə sualları var. O, türk olduğuna görə, düşüncə tərzinə görə həbslərin hansı qanunlara sığdığını sual edir. Cənab Qumi həbsin onu sındıra bilməyəcəyini deyib.

Bu gün isə Əlirza Qomi ilə eyni gündə həbs olunan Urmiyəli jurnalist İsmayil Cavadi və digərlərinin məhkəməsi başlanıb. Cənab Quluncunun verdiyi məlumata görə, məhkəmə dinləmələri hələ başa çatmayıb. ASMEK-in verdiyi məlumata görə, Apellyasiya Məhkəməsi Urmiyəli jurnalist, Yarpaq və Fərdaye Ma (Bizim Sabah) qəzetlərinin yazarlar şurasının üzvü Rəsul Cəfərinin və Xudayar Teymurinin altı aylıq həbs cəzalarını qüvvədə saxlayıb.

Tam reportajı audio-formatda dinləyin

  نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:43  توسط avqan  | 
 خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۲/۰۴‬


مطبوعات روز سه‌شنبه جمهوري آذربايجان به انعكاس و بررسي اختلافات دروني ميان اعضاي گروهك قومگراي مخالف ايران موسوم به جنبش بيداري ملي آذربايجان جنوبي (ايران) پرداختند.

براساس اين گزارشها اين گروهك كه به رهبري "محمد علي چهرگاني" در آمريكا به فعاليت‌هاي تجزيه‌طلبانه عليه ايران مشغول است با بروز اختلافات شديد در بين اعضا در حال فروپاشي است.

روزنامه "اكسپرس" اختلافات دروني ميان اعضاي اين گروهك را شورشي عليه چهرگاني خواند و نوشت: "حسين ترك‌الي" مسوول دفتر اين گروهك در كانادا چهرگاني را به ارتكاب اشتباهات عقيدتي غيرقابل جبران متهم و از اين گروهك قومگرا كناره‌گيري كرده است.

بر اساس اين گزارش، وي كه سايت اينترنتي اين گروهك را از كانادا هدايت مي كرد همچنين چهرگاني را به نقض مقررات منشور اين گروهك و رفتارهاي ضد دمكراتيك متهم كرده است.

اين روزنامه در ادامه از استعفاي جمعي ديگر از اعضاي اين گروهك خبر داد و افزود: "ارسلان تبريزلي" مسوول امور تشريفات اين گروهك هم طي بيانيه‌اي از برخورد چهرگاني انتقاد كرد و گفت ، وي در قبال انتقادات مردم به آنها تهمت مي‌زند.

بر پايه اين گزارش، "بابك مرندي" مسوول بخش اقليتهاي قومي غيرفارس اين گروهك نيز به دليل نبود تفكر دموكراسي در آن، بي‌احترامي چهرگاني به دولت ، پرچم و ملت جمهوري آذربايجان از عضويت اين گروهگ خارج شده است.

اين روزنامه در ادامه افزود: "داود سبلان‌اوغلو" ديگر عضو اين گروهك طي بيانيه‌اي چهرگاني را به استالين و هيتلر تشبيه كرده و خواستار كاهش اختيارات رهبر به اصطلاح جنبش بيداري ملي آذربايجان جنوبي (ايران) شده است.

اين روزنامه در ادامه از تخريب سايت اينترنتي چهرگاني خبر داد و نوشت:
در مقاله اين سايت توهين چهرگاني به پرچم و دولت جمهوري آذربايجان منعكس شده بود و مخالفان چهرگاني اين اقدامات ضد جمهوري آذربايجان وي را فاش كرده‌اند.

براساس اين گزارش ، "آران اردبيلي" عضو فعال اين جنبش به علت داشتن نشان جمهوري آذربايجان در سينه با اعتراض چهرگاني رو به رو و در پي افترا و تهمت وي مجبور به استعفا شده است.

اكسپرس نوشت: چهرگاني همچنين در اعتراض به اهتزاز پرچم جمهوري آذربايجان در نشست اين جنبش در اروپا خواستار پايين آوردن سريع آن شده و در نتيجه "محمدرضا آقاپور" و "پروانه بهنام"از اين گروهك استعفا كرده‌اند.

اين روزنامه افزود: در مقاله "حسين ترك اللي" از چهرگاني به عنوان فيدل كوچك نام برده شده و آمده است كه او قادر به ايجاد اتحاد بين آذريهاي ايران نيست و طرز زندگي در آمريكا جسارت وي را به ترس تبديل كرده است.

اكسپرس در پايان افزود: تحولات اخير در گروهك موسوم به جنبش بيداري ملي آذربايجان جنوبي(ايران) در مطبوعات تركيه هم انعكاس گسترده‌اي داشته است.

براساس اين گزارش در مطبوعات اين كشور استعفاي اعضاي اين گروهك به منزله كودتاي درون گروهي تلقي و چهرگاني هم متهم به بي‌اعتنايي نسبت به جهان ترك شده و آمده است: تنها حاميان وي "آقري قره‌داغلي" مسوول دفتر اين جنبش در جمهوري آذربايجان و "محمود بيلگين" مسوول اين گروهك در اروپا و "تكين مهارلي" در استانبول هستند.

روزنامه‌ي آزادليق نيز در مطلب كوتاهي با اشاره به تخريب سايت اينترنتي چهرگاني نوشت: رهبر به اصطلاح جنبش بيداري ملي آن را اقدامي خرابكارانه توسط عوامل دولت علي‌اف خوانده است.

يني مساوات ديگر روزنامه غربگراي باكو نيز با درج مصاحبه‌اي با محمود علي چهرگاني نوشت: وي بااظهار رضايت از فعاليت مخالفان دولت ايران عليه "رژيم فارس" در ايران گفت كه در صدد استعفا يا انصراف از راه برگزيده خود نيست.

روزنامه گوندليك آذربايجان نيز در مطلبي، اختلاف دروني در ميان اعضاي گروهك موسوم به جنبش به اصطلاح بيداري ملي آذربايجان حنوبي (ايران) را بسيار جدي خواند و نوشت: چهرگاني افرادي كه از اين گروهك استعفا كرده‌اند را وابسته به رژيم علي‌اف خوانده است.

  نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:22  توسط avqan  | 

پخش گسترده نسخه هاي كپي شده اهانت روزنامه

 آفتاب يزد در شهرهاي آذربايجان

 

اورمونيوز(۵ ارديبهشت ۱۳۸۶): به دنبال اهانت روزنامه آفتاب يزد به مردم آذربايجان در قالب صفحه اي طنز در شماره دو هفته پيش آن، موج جديدي از نفرت نسبت به اقدامات توهين آميز دست اندركاران رسانه هاي عمومي در مورد زبانهاي قوميت-مليت هاي ساكن ايران شكل گرفته است. در شماره روز پنجشنبه ۲۳ فروردين ماه روزنامه آفتاب يزد و در صفحه ۸ آن كه در روزهاي پنجشنبه به مطالب طنز اختصاص داده مي شود، زير عنوان عروسي خاله سوسكه يك شخصيت كارتوني به شكل سوسك با نام "خاله قزي" نامگذاري شده است.

در پي اين عمل در اكثر شهرهاي آذربايجان نسخه هاي كپي شده اين روزنامه در تيراژ وسيعي تهيه و در بين مردم آذربايجان پخش گرديده است. هم چنين در كنار اين مطلب و يا در صفحه پشتي آن توضيحاتي از سوي برخي از فعالين حركت ملي آذربايجان نوشته شده است. بنابر گزارشهاي رسيده از برخي شهرها، نسخه هاي تكثير شده اينچنيني به وسعت در اختيار مردم قرار گرفته است.

اين درحاليست كه سال گذشته نيز روزنامه دولتي ايران تحت عنوان صفحه طنز خود، در مقاله اي با سوسك خطاب كردن مردم آذربايجان به آنان توهين نمود. در پي توهين سال گذشته روزنام ايران، در شهرهاي مختلف آذربايجان تظاهرات بعضا چند صد هزار نفري و در برخي شهرهاي كوچك اعتراضات ده ها هزار نفري از سوي مردم برگزار گرديد. در پي اين تظاهرات ابتدا نويسندگان روزنامه ايران بازداشت گرديدند اما در پي آن و پس از آرام گشت اوضاع، صدها نفر از فعالين حركت ملي آذربايجان در شهرهاي مختلف بازداشت و دهها روزنامه نگار آذربايجاني دستگير شدند.

  نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:58  توسط avqan  | 

آزادی ۲ تن از بازداشت شدگان مقابل زندان اردبیل بعد از سه ماه

• هنوز دهها نفر از بازداشت‌شدگان از جمله داوود محمدی، حسین محمدی -حسن اسدی و پیمان بهرامی در بازداشت به سر مي‌برند.

دو تن از بازداشت‌شدگان مقابل زندان اردبیل پس از تحمل ۱۰۵ روز حبس، عصر ديروز به قید ضمانت آزاد شدند. 

گشتاسپ واثقی و محمود اصلانی ديروز زندان اردبیل را ترك كرده و به آغوش خانواده‌شان بازگشتند و اين در حالي است كه هنوز از بازداشت مظلومانه دهها تن دیگر از «تجمع کنندگان مقابل زندان اردبیل» می گذردکه هم اکنون در بازداشت گاههای مخفی وزارت اطلاعات در زیر شدید ترین شکنجه ها قرار دارند.

علیرغم سپری شدن بیش از سه ماه از بازداشت بیش از ۲۵ نفر از فعالان آذربایجانی تا به حال به طور مشخص اطلاعي از اتهام آنها در دست نيست و وضعيت حقوقي بازداشت آنها نيز نامشخص است، امكان ملاقات با خانواده براي آنها فراهم نشده است و بازجويي ها بدون حضور وكيل و حق دسترسي به وكيل انتخابي در جريان است.

از سوی دیگر وزارت اطلاعات اردبیل نیز تهدیدها و فشار ها را بر خانواده بازداشت شدگان افزوده و به آنها مکرر گفته میشود که وضعیت فرزندانشان را در اختیار رسانه ها و فعالین حقوق بشری قرار ندهند در غیر اینصورت آنها را نیز بازداشت خواهند کرد.

خانواده این بازداشت شدگان که به شدت نگران سلامتی فرزندانشان هستند معتقدند
که : دلايل و اهداف اين فعالان بازداشت شده سياسي و جناحي نيست، بلكه آنان در دفاع از حقوق بشر جلوي زندان تجمع كرده بودند كه توسط نيروهاي امنيتي دستگير شدند،اما اكنون در مکان نامعلومی هستند و هيچ خبري از آنها در دست نیست و حتي يك تماس تلفني هم نتوانسته‌اند داشته باشند.

روز پنجشنبه19بهمن در تجمع اعتراضی به نقض حقوق عباس لسانی فعال ترک آذربایجانی اعتراض به حکم زندان لسانی و شرایط غیر انسانی نگهداری وی و عدم رعایت حقوق قانونی وی دهها تن در مقابل زندان اردبیل تحصن کرده بودند.

از کلیه سازمان های حقوق بشری انتضار می رود وضعیت این زندانیان سیاسی را پیگیری نمایند

  نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:55  توسط avqan  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM